زهر مار

تلخ    ترین   حادثه   

          زندگی    منی

زهر   ماری    که با هیچ   عسلی

از گلو  پایین   نمیروی

بوته ای   سر  به هوا

که  واژه    زندگی   را

واژگون کرد

/ 12 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشکان

ازشعرلجوج بیشترخوشم اومد همیشه سرسختانه عاشق بود مرسی به من سر بزن

مهرای

سلام وبلاگ کمدی-تراژدی http://comedytragedy.persianblog.ir

علی باقری

سلام بانو اشعارتان را مرور کردم منتظر نظرات ارزشمندتان هستم سری به وبلاگ ما هم بزنید

علی باقری

سلام بانو اشعارتان را مرور کردم بسیار زیبا و خواندنی و پر محتوا زنده و مانا باشید سری به وبلاگم بزنید منتظر نظرات ارزشمندتان هستم

golsarayshab

اونـی کـه نــفــســــم بـود هـمـه زنــدگـــیـم بـود مـنو شـبـیـه یـه سیـــــگــار دیـد روی لـبـش گـذاشـت و تــا انــتــهــا... کـــــشـــیـــــــــــــد سلام من برگشتم با یه آپ تازه منتظرم...

امیر

نسرین جون من فوق لیسانس ادبیاتم بهتره بری پی روانشناسیت شعرات خیلی خیلی مزخرفه

مجید

سلام جناب آقای امیر خان به قول خودتان فوق لیسانس ادبیات گرچه فوق لیسانس ادبیات داری اما ادب نداری متاسفم عزیز